درباره پایگاه
rasoul1517
تماس با من
آرشیو وبلاگ
سازهاي شمال خراسان نویسنده: - ششم 11 1390

دو تار
دوتار جزء سازهاي اندروني محسوب مي شود و در دست بخش ها نواخته مي شود. ظاهرا دوتار تركمن قدمت بيشتري نسبت به دوتار خراساني دارد.
دوتار در شمال خراسان داراي دو كوك است: يكي با نسبت چهارم و ديگري با نسبت پنجم. بر طبق نظر آقاي علي غلامرضايي (آلمه جوغي)، كوك چهارم را كوك نوايي و كوك پنجم را كوك تركي و كردي مي نامند و آهنگهاي فارسي شمال خراسان نيز با كوك پنجم اجرا مي شود. آقاي محمد يگانه معتقدند كه كوكهاي دوتار، يكي تركي و ديگري كردي است. با كوك تركي مي توان آهنگهاي گرايلي، تجنيس، شاختايي، نالش، دوست محمد، غريب و…. و با كوك كردي آهنگهاي الله مزار، لو، درنا، جعفر قلي و……. را اجرا كرد. معمولا در مجالس شادي، اول شب براي ايجاد هيجان و رقص از سورنا و دهل و قشمه استفاده مي شود و در پايان شب، بخشي ها در اندرون دوتار مي نواختند. دوتارهاي قديمي در شمال خراسان از سازهاي امروزي كوچكتر بوده اند. كاسه و صفحه دوتار از چوب توت و دسته آن معمولا از چوب زردآلو ساخته مي شود. در قديم به جاي سيم از ابريشم استفاده مي شده. اندازه هاي دوتار در شمال خراسان داراي استاندارد معيني نيست. دوتارهاي فعلي داراي يازده و گاه دوازده پرده است. پرده هاي آن در فواصل نيم پرده نه چندان دقيق بسته مي شود و فواصل كوچك تر از نيم پرده در پرده بندي آن وجود ندارد.

سورنا (پيق)
سورنا نيز از خانواده سازهاي بروني در شمال خراسان است كه توسط عاشق ها نواخته مي شود. ظاهرا در قديم سازي بزرگتر و شبيه به سورنا و جود داشته كه به آن كرنا مي گفته اند. اين ساز امروزه ديده نمي شود. بعضي از قديميها به همين سورنا، كرنا مي گويند. از سورنا در مراسم عروسي و بيشتر براي اجراي آهنگهاي رقص و نيز مراسم گشتي، با اجراي شاخه هاي «كوراغلي» و همچنين در سوگواري با اجراي آهنگهاي سردارها، لو و «هراي» استفاده مي شود. ساز كوبي همراهي كننده سورنا، دهل است.

قشمه
قشمه كه مشابه دوزله (دوني) متداول در كردستان و كرمانشاهان است، از ديگر سازهايي است كه عاشق ها مي نوازند. در شمال خراسان سه نوع قشمه ديده مي شود: قشمه هاي پنج سوراخه، شش سوراخه و هفت سوراخه (كه همگي بدون سوراخ پشت هستند). قشمه بيشتر در عروسيها به همراهي دايره و يا دهلي كه با دست نواخته مي شود، به اجراي آهنگهاي رقص مي پردازد. قشمه معمولا از استخوان بال قوش يا درنا و گاهي از ني و حتي از فلز (لوله آنتن تلويزيون) ساخته مي شود كه صداي حاصله از قشمه استخواني بهتر و پخته تر است. قشمه، سازي است مضاع? (دوبل يا جفت) و اندازه آن بستگي به كوچكي و بزرگي استخوان پرنده دارد. برروي هر كدام از لوله هاي صوتي آن، يك سرپيكه (قميش) سوار مي شود. دولوله صوتي قشمه معمولا به طول همصدا كوك مي شوند اما ممكن است به ندرت شاهد كوك هاي مأنوس ديگري، مانند كوك سوم و حتي گاه دوم باشيم.
اين كوكها را اغلب نوازندگان زبردست قشمه استفاده مي كنند و در نظر اول ممكن است به حساب ناتواني نوازنده در كوك كردن دقيق ساز گذاشته شوند. در حالي كه استفاده از اين كوكهاي نامأنوس، كاملا آگاهانه و براي تحرك و ايجاد ديناميسم بيشتر صورت مي گيرد. همچنين نوازندگان قشمه، باز به منظور ايجاد تحرك و ديناميسم، گاه دو صداي مختلف و اغلب مجاور يكديگر را توسط لوله هاي صوتي مضاعف ساز، ايجاد مي كنند.

كمانچه
كمانچه نيز از جمله سازهايي است كه عاشق ها مي نوازند. كمانچه هم به عنوان سازي بيروني و هم اندروني استفاده مي شود صداي كمانچه گاه در مراسم سوگواري نيز به گوش مي رسد. كمانچه بيشتر در شمال خراسان ديده مي شود. رد پاي كمانچه تا نيشابور هم ديده شده، اما هر چه در استان خراسان پايين تر برويم يا كمتر ديده مي شود و يا اصلا ديده نمي شود. كمانچه هاي خراسان داراي سه سيم است و گاه از كمانچه هاي چهارسيمه امروزي نيز استفاده مي شود. ساز ضربي همراهي كننده كمانچه، دايره يا دهلي است كه با دست نواخته شود.

دهل
دهل سازي همراهي كننده سورنا است، زماني كه با چوب و تركه نواخته شود. ساز همراهي كننده قشمه و كمانچه است، زماني كه با دست نواخته شود. دهل شمال خراسان دوطرفه است و در راه اندازي هاي مختلف ديده مي شود. عاشق ها آن را مي نوازند.

ني
ني، ساز هميشگي چوپانان شمال خراسان است. ني به غير از زمان چراي گوسفند، در جشنها، مجالس شاد و در سوگ نيز استفاده مي شود. با ني در شمال خراسان، مقامهاي مختلفي از جمله: گوسفندچراني، فرياد كوهستان و…. اجرا مي شود.

دپ
(دف – دايره) دايره ساز همراهي كننده قشمه و كمانچه است و معمولا عاشقها (و درقديم لوطيها) آن را اجرا مي كنند. دايره تنها وسيله دست لوطيها بود. امروز كه نسل لوطي ها در شمال خراسان منقرض شده است، اين ساز كماكان در دست عاشق ها زنده مانده است. در بجنورد به دپ يا دايره، ديره گفته مي شود. موسيقي شرق خراسان (تربت جام، خواف وتايباد) دو تار خراسان را شايد بتوان در دو حوزه مختلف (از نظر جغرافيايي) مطالعه كرد. يكي حوزه شمال خراسان كه شهرهاي قوچان، بجنورد، شيروان و در گز را در بر مي گيرد، حوزه ديگر حوزه شرقي – مركزي است كه تربت جام، خواف و تايباد را شامل مي شود. دامنه حوزه شمالي، به سمت جنوب نيشابور و سبزوار و دامنه حوزه شرقي – مركزي به سمت غرب و جنوب كاشمر مي رسد. از آنجا كه در حوزه شمالي بيشتر مهاجرين كرد و ترك ساكنند، موسيقي و اشعار اين منطقه بيشتر در قالب كردي و تا حدودي تركي است. در حوزه شرقي – مركزي، موسيقي و اشعار همگي فارسي است و از آهنگهاي كردي و تركي خبري نيست. البته در اين ميان به آهنگهايي نيز برخورد مي شود كه نوازندگان هر دو منطقه آنها را اجرا مي كنند. يكي از اين آهنگها، نوايي است كه در موسيقي هر دو منطقه جزو مقامها و آهنگهاي اصلي محسوب مي شود. دوتار نوازي درتربت جام، خواف و تايباد (و تا حدودي كاشمر) از روش و سبك واحدي تبعيت مي كند، گرچه اختلافاتي را كه در نحوه زدن مضراب ها، تحريرها و گويشها وجود دارد. نمي توان از نظر دور داشت. دوتار در اين منطقه بيشتر در مراسم شادي استفاده مي شود. استفاده از دوتار در اين گونه مراسم هميشه انفرادي بوده است. به نوازنده دوتار در اين منطقه بخشي نمي گويند، بلكه اوسا (اوستا) ناميده مي شود. در مراسم سوگواري از دوتار استفاده نمي شود. دوتار در اين منطقه داراي استاندارد خاصي از لحاظ اندازه نيست. دوتار در اين منطقه در اصل داراي هفت يا هشت پرده است كه اخيرا با دوتارهاي دوازده، سيزده پرده اي نيز مي نوازند. برروي دسته تار، گاه دو يا سه پرده براي ايجاد فواصل ثلث پرده بسته مي شود.
ذوالفقار عسكري نوازنده چيره دست دوتار كه اصلا اهل كاشمر است، با ساز شانزده پرده اي مي نوازد كه تا حدودي دو پرده ديگر روي صفحه ساز پيش مي رود. او مي گويد كه پدر او نيز با ساز دوازده پرده اي مي نواخته است. كوكهاي متداول دوتار در اين منطقه معمولا كوك چهارم و پنجم است. در كاشمر اين كوكها رايج است:
1. كوك چهارم، به نام كوك شيخ احمد جامي، براي اجراي مقام الله، چهاربيتي و…
2. كوك پنجم، براي اجراي آهنگهاي اشتر خجو، صياد
3. كوك دوم، به نام كوك كردي، براي اجراي شاختايي، الله مزار و….
4. كوك اكتاو، به نام كوك مثنوي، براي اجراي آهنگ مثنوي كاشمري. مبتكر اين كوك نامألوف، ذوالفقار عسكري است. دوتارهاي قديمي از سازهاي امروزي كوچك تر بوده است. سازهاي رايج در اين منطقه عبارتند از: دوتار، ساز (سورنا)، دهل [به نوازندگان ساز و دهل در اين منطقه دهلي مي گويند]، دو بوقه از جنس ني كه مضاعف است و شبيه قشمه و دوزله است (دوبوقه استخواني در اين منطقه كمتر ديده مي شود، در كاشمر اين ساز از جنس استخوان است)، ني هفت بند و دايره كه همراهي كننده دوتار ني است. كمانچه در اين منطقه وجود ندارد. از دوتار نوازان برجسته امروزي در اين منطقه مي توان از عثمان خوافي، پورعطايي، ذوالفقار عسكري، سرور احمدي و…. نام برد. فاروق كياني نيز از استادان رقص تربت جام است كه هنوز به فعاليت خود ادامه مي دهد. از آهنگهاي اصلي اين منطقه مي توان از: چهاربيتي، دوبيتي، غريبي، نجما، سرحدي، نوايي، مقوم (مقام ) الله و…. نام برد.

لینک نظر بده

خدا، محور اصلي اشعار قوم كرمانج نویسنده: - ششم 11 1390

خراسان شمالي به دليل وجود قوميت هاي مختلف هم چون ترك، كرد، تات و تركمن فرهنگ هاي مختلفي را در خود جاي داده است، قوم كرمانج نيز از اين قاعده مستثني نيست و فرهنگ شفاهي كرمانج ها در كنار ديگر فرهنگ هاي موجود از قابليت ها و ويژگي هايي برخوردار است كه نبايد از نظر دور داشت. ترانه هاي كرمانجي بخشي از اين فرهنگ شفاهي است كه مضاميني هم چون عشق و دلدادگي و طبيعت گرايي را در خود جاي داده و به نوعي برگرفته از زندگي، آداب و رسوم و فرهنگ كرمانج هاست.

با وجود آن كه پژوهش هاي مختلفي در اين زمينه انجام گرفته است اما نيازمند حمايت مسئولان و سازمان هاي فرهنگي است.يك كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي با بيان اين كه بيشتر ترانه هاي كردي خراسان را ترانه هاي 8 هجايي (3 مصراعي) يا 3 خشتي تشكيل مي دهد اظهار مي دارد: پيشينه ترانه هاي 3 مصراعي به زمان زرتشت مي رسد.
 
«اسماعيل حسين پور» اضافه مي كند: امروز هايكوهاي ژاپن را مي توان شبيه ترين قالب شعري به 3 خشتي هاي خراسان دانست.وي يكي از مشكلات ترانه هاي 3 مصراعي يا 3 خشتي شمال خراسان را شفاهي بودن آن ها ذكر و عنوان مي كند: استاد كليم ا... توحدي معتقد است: بيشتر از 2 هزار سه خشتي كردي بر لب هنرمندان، نوازندگان و خوانندگان گل كرده است.

وي پرداختن به اين 3 خشتي ها را مرور زندگي مردمي مي داندكه شاهد عشق هاي تابناك، بي پيرايه ها، غم ها و غربت هاي بلند و شوق و شيريني زندگي بوده اند.وي بيان مي كند: اين 3 خشتي ها هم چون آيينه اي است كه عشق، محبت، ميهن دوستي و طبيعت گرايي در آن ها به زيبايي پديدار است.

«حسين پور» با بيان اين كه در بين  500 سه خشتي، 3 واژه كوه، چشمه و درخت ارس بيشترين كاربرد را دارد تصريح مي كند: در زندگي كوچ نشيني تكيه بر كوه و به چشمه نياز است و درخت ارس، نماد سرسبزي و ايستادگي در برابر صائقه و طوفان ها بوده است.وي در زمينه ميهن دوستي به ترانه هاي سردار عوض و ججوخان به عنوان 2 يادگار بزرگ اشاره و بيان مي كند: خداخواهي نيز در اين ترانه ها وجود دارد.

وي اضافه مي كند: دل مشغولي و دغدغه ها نيز در ميان ترانه هاي كردي ديده مي شود كه بيشتر به ازدواج اجباري تأكيد داشتند و بزرگ ترين دغدغه و دل مشغولي دختر ايلياتي ازدواج اجباري بوده است. بر همين اساس، در بين 500 ترانه به هيچ عنوان به كلمه طلاق برنمي خوريم كه بيانگر پايبندي آن ها با وجود ازدواج اجباري به زندگي بوده است.وي با بيان اين كه در بين ترانه هاي 3 خشتي، پوشش كردي هم چون روسري، شال و لباس هاي اين قشر را مي توان ديد، يكي ديگر از قالب هاي به كار گرفته شده در ترانه هاي كردي را قالب لو مي داند و عنوان مي كند: پيشينه اين قالب، به پيش از اسلام مي رسد و اين قالب هم اكنون در بين كردهاي تركيه، ارمنستان، سوريه، عراق و ايران وجود دارد.

وي با بيان اين كه در قالب «لو» مصراع ها كوتاه و بلند است اظهار مي دارد: شاعر به سليقه خود از قافيه در اين ترانه استفاده مي كند.«حسين پور» ستايش خداوند، وصف طبيعت، بيان غم و اندوه و شكوه از زمانه را از موضوع هاي به كار گرفته شده در قالب لو بيان مي كند و مي گويد: پيشينه قالب لو به پيش از شعر نو مي رسد اما متأسفانه كار تحقيقي چندان روي اين قالب انجام نگرفته است.

وي دليل غربت ادبيات قوميت ها را نبود كار پژوهشي دقيق ذكر و تصريح مي كند: اين اتفاق مستلزم حمايت متوليان فرهنگي و سازمان هاي مرتبط با امور فرهنگي است.وي با اشاره به اين كه افرادي هم چون مرحوم حسين پور، حسين عزيزي، بخشي سهراب محمدي، اسماعيل زاده از درگز و بيژن اقدسي از لوخان هاي معروف هستند اظهار مي دارد: ابوالفضل اوغازي، محمود قربانپور، مرحوم پرويز دردي، مراد حسن زاده، محمد علي قاسمي، مرحوم حاج حسين يگانه و لاچين سلماني از سه خشتي خوان ها بوده و هستند.

وي بيان مي كند: در زمينه 3 خشتي، كليم ا... توحدي، هيوا مسيح و سوكرمان روسي هم كار كرده اند كه به شكل مكتوب درآمده است.

يكي ديگر از كارشناسان زبان و ادبيات فارسي با بيان اين كه قالب لو نوعي شعر آزاد و يكي از قالب هاي نوين شعر كرمانجي در كنار 3 خشتي است مي گويد: در اين قالب ناله مادران سياه پوش و راز و نياز شبان پاك باخته در دل شب هاي كوهستان به چشم مي خورد.«رفيعي» بيان مي كند: شاعران در اين قالب در به كار بردن قافيه آزاد و مختار هستند.وي شعر لو را فرياد موزون اصالت قوم كرمانج در مسير تاريخ پر فراز و نشيب آن ها مي داند و اظهار مي دارد: اين قالب، همواره سادگي و تازگي خود را حفظ كرده و هيچ گاه خود را در خدمت زر و زور قرار نداده است.

وي اضافه مي كند: بيشتر شاعران اين قشر مضاميني ماندگار ايجاد كرده اند كه اگر از آغاز به شكل مكتوب آن را حفظ مي كردند چه بسا اكنون ميراثي عظيم مي شد.وي عشق به معبود، طبيعت و مادر را از موضوع هاي به كار رفته در قالب لو بيان مي كند و مي گويد: لوسرا در اشعار شاد و دنيا گريز خود، خدا را محور اصلي قرار مي دهد.وي اضافه مي كند: از آن جايي كه سرايندگان اين اشعار، مردماني دامدار و كوچ نشين بودند كه با كوه و طبيعت انس و الفتي خاص داشتند بنابراين شعرشان با طبيعت آميخته است.

يكي ديگر از كارشناسان ارشد زبان و ادبيات فارسي درباره ترانه هاي كردي اظهار مي دارد: براي بررسي پيشينه ترانه كردي بايد به پيشينه برخي قالب هاي كرمانچي نظير قالب لو و 3 خشتي برگرديم.«حسن روشان» با بيان اين كه كردها در گذشته ترانه هاي خود را در اين 2 قالب طبقه بندي مي كردند تصريح مي كند: قالب لو به لحاظ ساختار و ساختمان شعري، رها و بي وزن است و شعر نيمايي شبيه شعر لو است.وي اضافه مي كند: در شعر لو، قافيه آزاد است و وزن در آن رعايت نمي شود و بيشتر، شعري چوپاني و غنايي است كه با صداي بلند توسط چوپان ها و عاشيق ها خوانده مي شد.وي 3 خشتي را قالبي ريتميك مي داند كه شامل اشعاري است كه از 3 مصراع 8 هجايي تشكيل مي شود و به لحاظ نوع ساختمان منحصر به فرد است.وي بيان مي كند: قالب 3 خشتي با وجود اين كه داراي اوزان مشترك است اما به بيش از چند شكل قابل خواندن است و بيشتر ترانه هاي كرمانجي را مي توان با قالب 3 خشتي اجرا كرد.وي يكي از قابليت هاي بالاي ترانه هاي كرمانجي را موم پذير بودن و شكل گيري آن مي داند و اظهار مي دارد: حديث كار، دلدادگي، عشق و نامرادي روزگار از مفاهيم به كار رفته در ترانه هاي كردي است.وي ادامه مي دهد: ترانه هاي كرمانجي تنها به صرف يك آهنگ ساخته نشده است و در پشت هر ترانه و آهنگ كرمانجي يك فلسفه تاريخي وجود دارد؛ به عنوان مثال در مورد سردار عوض خان كه توسط روس ها كشته شد مرثيه اي گفته شد.«روشان» در رابطه با جمع آوري اين ترانه ها مي گويد: بسياري از اين ترانه ها جمع آوري شده است و چندين كتاب درباره 3 خشتي هاي كرمانجي و ترانه هاي كرمانجي چاپ شده و به دست مخاطبان رسيده است اما همه 3 خشتي هاي موجود به دليل گستردگي جمع آوري نشده است.

منبع: روزنامه خراسان شمالي
لینک نظر بده

شبنم غربت( به بهانه شهادت امام رضا(ع) ) نویسنده: - چهارم 11 1390

سيدرضا مويد

مي دهد بوي حسين كربلاي مشهدم

شبنم غربت گرفت لاله هاي مشهدم

من غريب الغربايم با غريبان آشنايم

من رضايم من رضايم

حج مظلوميت است اعتكاف كوي من

خون ثاراللهي ام جوشد از هر موي من

وارث خون خدايم يادگار كربلايم

من رضايم من رضايم

در هواي تربتم گريه دارد آسمان

بر من و بر غربتم خون ببارد آسمان

گرچه بر غم ها دوايم بي كسم، درد آشنايم

من رضايم من رضايم

شعله زد غصب فدك از جنايات يزيد

آتشي زان شعله بود ظلم مامون الرشيد

من كه مسموم از جفايم كشته اين ماجرايم

من رضايم من رضايم

لینک نظر بده

كوچ حديث هميشه زندگي... نویسنده: - سوم 11 1390
زندگي كردها ، هنوز هم در برخي نقاط بر چادر نشيني استوار است ؛ در ترانه ها زندگي كوچ نشيني ، عشق هاي مسير ييلاق و قشلاق ، ظاهر شدن يار در حال كوچ ، به ميان آمدن اسم هايي چون چوپان ، ساربان و چادرهاي به رديف برافراشته شده همه به چشم مي خورد.
در شمال خراسان نيز ييلاق هاي شاه جهان ، گل ايل ، آلاداغ ، هزار مسجد و قشلاق هاي مراوه تپه ، سرخس ، براي كرمانج ها لبريز از خاطره است .
در چادر نشيني بعضي كردها شكي نيست ولي  وجود اصطلاحات چوپاني و چادر نشيني در ترانه ي كرمانج ها جلوه اي از زندگي اين مردم است .

زندگي چادر نشيني ، ويژگي هاي خاص خود را دارد . مأنوس شدن با طبيعت و زيبايي هايش ، پاكي و صفا و صميميت مردمي كه در شادي و عزا سخت به يكديگر وابسته اند ؛ جلوه زيبايي از همبستگي اين مردم است.
ساربان آورنده انار و سيب عروسي هاست ؛ آن هم براي چندين عروسي كه سيب و انارها را بار شتران كرده ، يعني در بين ايل چندين عروسي هست و شادماني تا چندي ادامه دارد .
عاشق ايلياتي ، خود را به بره اي مانند كرده و يارش را به بره اي ديگر ، با فرود آمدن ايل و برافراشتن چادرها ،‌دختز با طنازي از دامنه ي كوه بالا مي رود ، و اين جاست كه عشق هاي ماندگار در دامان طبيعت گل مي كند .
زندگي در دامان طبيعت ، كوچ در پي كوچ و باقي ماندن خرگاه دلدار حسرت و داغي در دل عاشق ايجاد نموده است و مي گويد : «بوومه كه وري بني واران» به سنگ فراموش و باقي مانده از خرگاه يار همانند شده ام . اين بر «ربع» و «اطلال» و «دمن» گريستن در معلقات سبعه نيز آورده شده است آن گاه كه امروالقيس مي گويد :
«همسفران ، لحظه اي درنگ كنيد ، تا من به ياد يار سفر كرده و سر منزل او بگريم.»

هنوز وزش بادهاي جنوب و شمال ، آثار خيمه ها و خاكستر اجاق هايشان را نزدوده است و گذشت روزگاران عشق سرشارش را از دل من بيرون نساخته است .

… داروي درد من اشك هاي سوزان من است .

اما بر بازمانده ي خرگاه ويران دلدار گريستن كدامين درد را آرام مي بخشد؟
ساربان ( ده وه دار ) :‌
ده وه دارا ، ده وان هي كه                                      
dava dara davan hey ka
اي ساربان ، شتران را به پيش بران

  نيري قه مه روه پيشي كه                                        
neri qamar wa pise ka
و شتر نر سياه رنگ را جلو بينداز

شوني ياري له سه رچي كه                                        
suni yare la sar ce ka
و جاي يارم را بر روي شتر درست كن .





ده وه دارا ، ده وه دارا
dava dara dava dara
اي ساربان ، اي ساربان
باري ده وان سيوونا را
bari davan sivo nara
كه بار شترانت سيب و انار است
يكي بده يادگارا
yeke beda yade gara
يكي از سيب يا انارها را به يادگار بده .

اثري از : اسماعيل حسين پور-رئيس شوراي شهر شيروان



لینک نظر بده

28 صفر نویسنده: - دوم 11 1390

لینک نظر بده

مطالب قدیمی تر »
موضوعات وبلاگ
خراسان رضوي (113) خراسان شمالي (96) تصاوير (44) استان اصفهان (43) روستاي طبر (32) آداب و رسوم محلي (29) استان زنجان (29) استان تهران (25) تركمن (24) استان مازندران (23) كرمانج (22) استان كرمان (22) شوقان (21) استان سمنان (19) آثار تاريخي (18) استان همدان (18) استان خوزستان (17) قلعه ها (17) آثار تاریخی (16) مساجد (15) تصاویر (14) استان سیستان و بلوچستان (14) صنايع دستي (14) صنایع دستی (12) استان ایلام (12) مشاهیر (11) مقبره ها (11) امام زاده ها (9) خانه ها (8) استان یزد (8) مراسم (7) گويش ها (6) آثار باستانی (5) بازار (5) عشاير (5) آداب و رسوم محلی (5) جاذبه‌هاي طبيعي (5) سوغات (5) روستای گردشگری (5) آب انبار (5) غار (4) غذا ها (4) كاروانسرا (4) پارك (4) آبشارها (4) حمام (4) اقوام (4) ايران (4) پارک (3) خراسان رضوی (3) مشاهير (3) استان چهارمحال و بختياري (3) موسيقي (3) جاذبه‌های طبیعی (3) موزه (3) روستاي گردشگري (2) استان گيلان (2) بازي هاي محلي (2) استان سيستان و بلوچستان (2) تپه (2) کاروانسرا (2) دشت ها (2) چشمه ها (2) استان ايلام (2) بازی های محلی (2) گویش ها (2) استان يزد (1) جغرافي (1) دریاچه ها (1) کوهها (1) دین (1) تالاب ها (1) دروازه (1) خراسان شمالی (1) جغرافی (1) كوچ (1) منطقه آزاد انزلي (1) كرمانشاه (1) تعاریف (1) موسیقی (1) دریاچه (1) مناطق حفاظت شده (1) آثار باستاني (1) بدون موضوع (501)
دوستان من
دوستان من