درباره پایگاه
rasoul1517
تماس با من
آرشیو وبلاگ
تعداد بازدید : 231570
تعداد نوشته ها : 1052
تعداد نظرات : 53
آلبوم تصاوير موجود در پايگاه ايران زيبا نویسنده: rasoul1517 - بیست و چهارم 2 1393
لینک
دسته ها : ايران - تصاوير

تقويم دوازده حيواني در تاريخ و فرهنگ ايراني نویسنده: rasoul1517 - هجدهم 2 1393
تقويم

 
موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار زين چارچو بگذري نهنگ آيد و مار
آنكه به اسب و گوسفند است حساب حمدونه و مرغ و سگ و خوك آخر كار

ازقرن ششم هجري قمري، دراكثرمتون و منابع تاريخي ايران، با اينكه وقايع تاريخي كلاً با تقويم هجري قمري ثبت مي‌شده اسامي‌ روزها، ماهها و سالهاي ديگري نيز آورده شده است، مثلاً: «... روز آدينه پنجم شون آي هوكرييل كه سال گاو باشد، موافق سوم رمضان سنه و ستمائه»  و يا: «... سحرگاه شب آدينه بيست و نهم ربيع اول سنه سبعين و ستمايه موافق اول يگيرمينجي آي قوين ييل...»  و يا: «درسال يكهزار و دويست و شصت مطابق سنه لوي ئيل چون ساعت هشت دقيقه ازروز چهارشنبه شهر صفر گذشت آفتاب ازحوت تحويل داد...»  با توجه به اين متون و با ملاحظه بكار گرفته شدن گاه شماري تازه درآنها درمي‌يابيم كه تقويم ديگري ازاين زمان درايران معمول شده است كه امروز ما آن را بنام تقويم دوازده حيواني تركان مي‌ناميم،  هر يك از سالهاي اين تقويم به اسم حيواني نام گذاري شده است كه از موش شروع و به خوك ختم مي‌شود و يك دوره دوازده ساله را تشكيل مي‌دهد. به تحقيق معلوم شده است  كه اصل اسامي‌ آنها تركي بوده و بعدها اعراب و فارسي زبانان اين تقويم را در آثارشان بكار برده اند، با اين تفاوت كه اينان اين اسامي‌تركي حيوانها را به زبانهاي خود برگردانده اند، ازآن جمله اديب و شاعر قرن هفتم هجري ابونصرفراهي در اثر بديع و جاوداني خود «نصاب الصبيان»  آنها را به زبان فارسي و عربي و به صورت شعر درآورده است و ما اشعار او را سرآغازي براي اين مقاله قرارداديم.
آن طوري كه سراغ داريم، درعصرحاضر تنها چيني‌ها هستند كه اين تقويم را به كار مي‌برند غيراز چيني‌ها حتي مردم كشور تركيه امروزي كه خود را وارث آداب و رسوم و تمدن اقوام تركان آسياي مركزي مي‌دانند از تقويم ديگري استفاده مي‌كنند  و نشانه‌هائي از آن در فرهنگ مردم تركيه مشاهده نمي‌شود. اما با توجه به اينكه اين تقويم از آن مردم آسياي مركزي و شرق دور محسوب مي‌شود با تجلي تمام، نه تنها در متون ادبي و تاريخي ماجائي براي خود بازكرده بلكه درفرهنگ عامه ما نيز نفوذ عميق پيدا كرده است.به طوري كه درزمان حاضرهريك ازسالهاي را منسوب به يكي ازاين حيوانات مي‌كنيم،  مخصوصاً موقع تحويل سال براي آن اهميت فراوان قايل هستيم و ازطرفي اين تفكر و انديشه حاصل شده است كه خصوصيات هريك ازاين حيوانات تأثيري در وقايع سال جديد دارد و همين طور در روحيات و خلق و خوي و سرنوشت افراد و متولدين آن سال مؤثرمي‌باشد.مثلاً سال اسب،  سالي پرتحرك و پرفعاليت، با پيروزي تلقي مي‌شود و يا سال سگ،  سالي پرمخاطره و توأم با سوءتفاهم و دشمني و ستيزمي‌باشد.
هدف ما ازنگارش اين مقاله در وهله اول تحقيق تاريخي در اصل و منشاء اين تقويم و بعد چگونگي ورود آن در تاريخ و فرهنگ ايران است.

اصل و منشاء تقويم دوازده حيواني
در مورد گاه شماري ملل باستاني منابع و اسناد بالنسبه فراواني در اختيار داريم،  اما در خصوص تقويم تركان قديمي‌ترين اسنادي كه مي‌توان ازآنان نام برد تنها دو اثر از ابوريحان بيروني :الاثارالباقيه عن القرون الخاليه و قانون مسعودي اوست. در كتاب نخست ابوريحان بيروني وقتي كه از تقويمهاي معمول نزد ملل مختلف ياد مي‌كند در ضمن جداولي كه براي نشان دادن ماه‌ها و سالهاي آن تقويم رسم مي‌كند در كنار يكي از آن جدول‌ها دو ستون هم به ماههاي تركي اختصاص داده است. در يكي از آن جدولها تحت عنوان «جدول ماههاي ترك» چنين مي‌نويسد: «سجاق-اود-بارس- تفشخان- لو- ييلان- سيلان- يونت- قوي- بيچين- ايت ستونگز» و در بالاي ستون ديگري ضمن نوشتن اين مطلب كه: «نه بر مقادير و نه بر معني و نه بر كيفيات اين ماهها آگاهي پيدا كردم.» اسامي‌ ديگري ازماههاي اقوام ترك را ارائه مي‌دهد: «الغ آي،  كحك آي،  برينج آي،  يكنيج آي،  التيج آي،  ياشنج آي،  سكسنج آي،  اوننج آي،  تورتنج آي،  بجنج آي،  يتنج آي» همين طوراين دانشمند در كتاب قانون مسعودي خود در فصلي كه از تقويم ملتها بحث مي‌كند، درجائي كه ازچگونگي استفاده آن دسته مردم جهان از سيرماه درآسمان و رؤيت حالات مختلف آن (اهله قمر) براي نام گذاري ايام ماه و تنظيم تقويمهايشان سخن سخن مي‌گويد و آنهائي را كه اساس گاه شماريشان براين اصول است نام مي‌برد.اشاره كوتاهي نيزبه تقويم ملل ترك كرده و آنان را هم جزو آن دسته ازملل قرار مي‌دهد كه مبناي گاه شماريشان براساس اهله قمراست و ازتقويم قمري در ثبت وقايع پيروي مي‌كنند.
بجز ابوريحان بيروني، محمد بن الحسين بن محمد الكاشغري كه معاصرابوريحان نيز بوده است درديوان لغات الترك (نگاشته شده در سال 446 هجري قمري) با آوردن نام دوازده حيوان و انتساب آنها به تركان در خصوص تاريخچه اين تقويم چنين مي‌نويسد: «...اصل آن مربوط مي‌شود به پادشاهي از پادشاهان ترك،  زيرا وي زماني كه اراده كرد تاريخ جنگي را كه پيش از او اتفاق بود بداند چون كسي تاريخ دقيق آنرا نتوانست حدس بزند.بنابراين بدستور آن پادشاه قرار شد بزرگان قوم جمع شوند و مبدائي براي تعيين زمان وقايع تاريخي انتخاب كنند تا آيندگان مثل معاصران مرتكب اشتباهاتي نشوند.درمجمعي كه بدين منظورتشكيل يافت پيشنهاد شد كه براي اين كارازصورفلكي استفاده شود و اسامي‌هر يك از دوازده برج سماوي را برسالي بگذارند و هر دوازده سالي را يك دوره حساب كنند.اما اين پيشنهاد مورد موافقت واقع نشد، سپس چنين تصميم گرفته شد به اين منظور از اسامي‌حيوانات استفاده شود. براي اين كارعازم شكارگاه شدند و از تمام شكارچيان دعوت به عمل آمد. شكارگاه حوضه صحراي (ايلا) تعيين شد و شكارچيان از هر سو حيوانات را به طرف حوضچه صحراي ايلا به حركت درآوردند. چون اين كار انجام گرفت و تمام حيوانات و وحوش به كنار رودخانه رفتند. شكارچيان كه در تعقيب آنها بودند چون به جمع آنها رسيدند دوازده نوع حيوان را مشاهده كردند. اين پيش آمد را به فال نيك گرفتند و نام هر يك از اين حيوانات را براي سالي انتخاب كردند.»
بعد از منابع ياد شده و اطلاعاتي كه از آنها حاصل كرديم بايد به اطلاعات ديگري نيز اشاره نمود كه خواجه نصيرالدين طوسي به ما مي‌دهد.

خواجه نصيرالدين طوسي
از علما و منجمين قرن هفتم هجري در اثر خود به نام «زيج ايلخاني درباب معرفت تواريخ»  مي‌نويسد: «تاريخي كه پادشاهان ما بكار مي‌دارند تاريخ ختائيان و تركستانست و آنچه در ولايتهاي ما به كار مي‌دارند تاريخ روميان عربها و تاريخ پارسيان باشد.» ) درعبارت نوشته فوق منظور از پادشاهان ما هولاكوخان مغول است كه خواجه نصيرالدين به خدمت او وارد شد و در بناي رصدخانه مراغه شركت كرد و كتاب زيج خود را بنام هولاكو (زيج ايلخاني) ناميد. دوازده فصل از فصول اين كتاب در خصوص شناسائي تقويم تركان و كيفيت احتساب آن نوشته شده است.

خواجه نصيرالدين در شرح اين تقويم ابداع و اختراع آن را به حكماي ختاء (ختن) نسبت مي‌دهد.  اما در تاريخ ديگر وي به نام سي فصل در اين مورد چنين آمده است: «از جمله تواريخ،  تاريخ تركي است،  بدان كه حكماء و ايغور تاريخي وضع نموده اند و اين تاريخ را هم در تقويم ثبت نمايند و در شمردن سالها بر دور اثنا عشري اقتصار نمايند. چون در ميان ايشان ادوار متعدده است كه در زيجه منظور است از آن جمله دور اثني عشريست و آن چنان است كه هر سالي را به اسم جانوري موسوم نموده اند...» درادامه مطلب شاج (عبدالعلي بيرجندي) از قرار معلوم از خود اضافه مي‌كند «... مبداء تاريخ معين نيست كه چه حادثه را مبداء تاريخ ساخته اند و سالهاي بعد را به او نسبت بدهند و بعضي گويند كه مبداء تاريخ را غازان خان شاه گرفته اند و به اين تاريخ غازانيه نيز گويند.»

سيد جلال الدين تهراني،  آنجا كه از تقويمها بحث مي‌كند در مورد تاريخ دوازده حيواني تركان بدون اينكه اشاره اي به تاريخچه آن كند اين تقويم را به اسم تاريخ تركان غازاني آورده و چنين مي‌نويسد: «تاريخ تركي غازانيه- مبداء اين تاريخ 700 هجري قمري مقارن سلطنت غازان خان پادشاه مغول مي‌باشد و سالهاي آن شمسي است كه اول آن مقارنه ي آفتاب و ماه در اواسط برج دلو شروع مي‌گردد و داراي دوره دوازده گانه است كه با اسماء حيوانات،  سيچقان ئيل،  اودييل الخ ناميده مي‌شود و امسال (1308) سال 629،  از تاريخ غازانيه است.»
در دوره‌هاي بعدي شرح‌هائي در مورد كتاب معرفت التقويم خواجه نصيرالدين طوسي به رشته تحريردرآمده از آن جمله شرح بيرجندي و شرح ملامظفر منجم است،  شرح ملامظفر منجم شرحي است بر شرح بيرجندي،  در شرح ملامظفر چنين آمده است: «... در زيجات قديمي‌ كيفيت تاريخ اهل خطاي مذكور نيست و متعارف نبوده تا بعد از آنكه هولاكوخان به مملكت ايران استيلا يافت و جمعي ازمنجمين كه از ولايت خطا با وي بودند مثل فوستنجر (؟) نام شخصي است معروف به سنگ سنگ يعني عارف،  با سلطان المحققين (منظور خواجه نصيرالدين است) اختلاط و مجالست نمودند و كيفيت تاريخ مذكور را خاطرنشان كردند،  بعد محقق بفرمان هولاكوخان قاعده استخراج تاريخ مذكور را در تاريخ ايلخاني قلعي نموده و سلطان مغفور نيز در زيج به خواجه ايراد كرده و در ايران متعارف شد.»

با توجه به اطلاعات ياد شده و با دقت در نوشته‌هاي ابوريجان بيروني،  محمود كاشغري و خواجه نصيرالدين طوسي و با آگاهي از شرح‌هائي كه درباره آثار آنان تا قرن دهم هجري نگارش يافته است. جاي شگفتي است كه در دوره صفويه با وجود اينكه به اين تقويم توجه وافر و علاقه خاصي معطوف شده،  از ريشه‌هاي تاريخي آن و اينكه اين تقويم از كجا آمده است بي خبربوده اند، اين تعجب ما وقتي بيشتر مي‌شود كه قول شاردن سياح معروف فرانسوي را كه سالها در دربار سلاطين صفوي به سر برده و آداب و رسوم و جريانات تاريخي عهد صفوي را در ده مجلد به رشته تحرير درآورده است،  مي‌خوانيم. وي در فصولي از كتاب خود كه در مورد تقويم معمول اين دوره اظهار نظر مي‌كند،  از اصل و اساس اظهار بي اطلاعي مي‌كند. با توجه به مطالب شاردن معلوم مي‌شود منجمين دوره صفوي در اين خصوص اطلاع جامعي نداشته اند والا شاردن مي‌توانست اطلاعات خود را به وسيله آنان تكميل كند،  از آثار شيخ بهاءالدين محمد ابن حسين العاملي نيز چيزي دراين باب بر معلومات ما اضافه نمي‌شود، جزمطلب كوتاهي در خلاصه الحساب او شبانه روز نزد منجمان خطا و اويغور از نيمه شب است تا نيمه شب ديگر» ، چيز تازه اي نمي‌بينيم.
شاردن بدون اينكه مأخذي نشان دهد يا از مورخين نقل قول كند، اين تقويم را نتيجه بت پرستي و ستايش اصنام مي‌داند: «... مورخين مدعي هستند كه در نتيجه بت پرستي و ستايش اصنام، اسامي‌ سالهاي تركي پديد آمده است،  نامهاي حيوانات به ازمنه و اوقات اطلاق شده است. چون حتي تقسيمات گوناگون سال يعني ماه و هفته و روز نيز به نام جانوران ناميده شده است و همه اينها به منظور تخليه خاطره اسامي‌ حيوانات است كه در اوقات مختلفه در مقابل اصنام قرباني مي‌شده است.:
شاردن اضافه مي‌كند: «ايرانيان در تواريخ محاسبات ماليه خود تقاويم ادوار اثني عشري تركي را به كار مي‌برند،  في المثل آغاز سال مالي را با تطبيق سنوات تركي اول محرم يونت ييل (سال اسب) هزار و هفتاد و شش هجري قمري قرار مي‌دهند.»
از مورخين عرب زبان قرن نهم هجري تقي الدين احمد مقريزي در كتاب الخطط مشهور خود،  آنجا كه از اين تقويم بحث مي‌كند،  مأخذ خود را زيج ادوارالانوار معرفي كرده و ازقول صاحب اين زيج،  تقويم مشهور به دوازده حيواني تركان را از ابتكارات مردم چين مي‌داند.

ماركوپولو سياح معروف كه در قرن هشتم هجري از چين ديدن كرده در سفرنامه خود مي‌نويسد: «تاتارها سالهاي خود را به دوره‌هاي دوازده گانه تقسيم مي‌كند و بر روي هر سال نام مخصوصي مي‌گذارند،  مثلاً نام سالي شير،  سالي ديگر گاو،  سال بعد اژدها و همينكه دوره دوازده ساله سپري شد مجدداً دوره بعد به همين منوال تجديد مي‌گردد.»
تازه ترين اثري كه در خصوص اين موضوع اطلاعات اجمالي به ما مي‌دهد كتاب (طالع بيني چيني) اثر پائولادلسول Peula Delsol است.
چنين آمده است: «اينكه چرا اين دوازده حيوان براي تنظيم سرنوشت زمين و انسان انتخاب شده اند به افسانه اي برمي‌گردد كه در بين ملتها رايج است، آنها مي‌گويند يك روز بودا درشروع سال نو تمام حيوانات را دعوت كرد ازبين تمام حيوانات تنها دوازده حيوان به دعوت او پاسخ گفتند و به ملاقاتش آمدند، بودا نيز مقدر كرد كه سرنوشت جهان به دست اين دوازده حيوان باشد كه يكي پس از ديگري هر ساله ظاهر شوند.»

حاصل گفتارآنكه به استناد بدين مطالب كه ملاحظه كرديم مي‌توانيم بگوئيم كه اين گاه شماري ازاختراعات و ابتكارات مردم شرق آسيا است و اينكه كدام يك از ملل شرق آسيا درآن پيش قدم بوده است جاي ترديد است ولي با توجه به مطالب آثار ياد شده مقرون به يقين خواهد بود اگر اهل ختن را نسبت به سايرين مقدم بدانيم تا در زمانهاي بعد تركهاي متمدن اويغوري از آنها گرفته باشند، واگر به قول برخي از محققين تاريخ باستاني چين كه جلگه رودخانه ناريم واقع در سرزمين ختن را مهد اوليه تمدن چيني مي‌دانند معتقد باشيم.اين نظريه ما نيز بدون ترديد قابل تأييد خواهد بود و از طرفي در كليه منابع شهرت اين تقويم به تركان و يا ختائيان است و اسامي‌مربوط به مشتقات آن نيز يعني سال ماه و روزها همه به زبان تركي است و هيچ عنوان چيني در آنها ملاحظه نمي‌شود و ازطرفي،  چيني‌ها قبل از اينكه تقويم دوازده حيواني در سرزمين آنها رايج شود،  تقويم خاصي داشته اند،  زيرا ويل دورانت در اثر بزرگ خود (مشرق زمين گاهواره تمدن) مطلبي كه در خصوص گاه شماري چين باستاني مي‌نويسد آنرا ثابت مي‌كند، ولي در آن تقويم از مسايل مربوط به تقويم دوازده حيواني اثري نيست،   بنابراين تقويم مورد بحث ما به هيچ وجه ريشه چيني نمي‌تواند داشته باشد.

ورود و نفوذ تقويم دوازده حيواني در فرهنگ ما
نفوذ و ترويج تقويم دوازده حيواني تركان در فرهنگ و ادب ايران زمين را بايد از اثرات حمله مغول و تشكيل سلسله‌هاي ايلخاني در ايران دانست،  زيرا اين موضوع،  همانطوريكه در زيج ايلخاني خواجه نصيرالدين طوسي ملاحظه مي‌كنيم: «تاريخي كه پادشاهان ما به كار مي‌برند تاريخ ختائيان و تركستانست» و يا در شرح بيرجندي بررسي فصل خواجه نصيرالدين طوسي و همچنين تشريح آن شرح توسط ملامظفرمنجم مي‌خوانيم:«...بفرمان هولاكو قاعده استخراج تاريخ مذكوره را در تاريخ قلمي‌نمود و... در ايران متداول شد» براي ما روشن مي‌شود.دكتر ذبيح الله صفا نيز درتاريخ ادبيات ايران اين مطلب را چنين بيان مي‌كند:«هرچه برعمر حكومت مغولان در ايران بيشترگذشت اين نفوذ بيشتر شد، چنانكه حتي طرزگاه شماري آنان كه مبني برتصور دوري در سنين و تسميه آنها به اسامي‌حيوانات بود درايران متداول شد.»
با توجه به اينكه دوره مغول در ايران دوره تزلزل روحي و اخلاقي بود، يأس و نااميدي و حرمان بر همه مسايل سايه افكنده بود و مردم خود را اسير دست سرنوشت حس مي‌كردند و براي نجات و رهائي از دست ناملايمات و آگاهي ازآينده و براي پيش بيني‌هاي لازم به احوالات و احكام نجوم و تفأل متوسل مي‌شدند و علي الخصوص حكام و زمامداران وقت يعني پادشاهان مغول نيز بنا به اقتضاي محيط اوليه خودشان كه غرق در خرافات بودند اعتقاد به نحس و سعد ايام و ساعات داشتندبازارپيشگويان پر رونق بود و متاعشان خريدار داشت. از اين رو اين قبيل مسايل روز به روز در فرهنگ عامه براي خود جائي باز مي‌كرد. متحمين عصر ضمن اينكه همشان معطوف به اسطرلاب و زيج و استخراج تقويم بوده احكام نجومي‌ را نيز در كنار و حاشيه آن مي‌آوردند و ارتباط زايچه هر فردي را با روزها و ماه‌ها و سالها در نظر مي‌گرفتند و پيشگوئي‌هائي را درباره آنان مي‌كردند. بايد يادآوري كرد كه درادوار پيشين نيز طالع بيني و پيش گوئي درميان مردم معمول بوده ولي با اين فرق كه دردوره‌هاي قبل از حمله مغول بروج دوازده گانه فلكي دراين امر مورد استفاده قرار مي‌گرفت. اما از اين دوره به بعد اين بروج و احكام مربوط به آنها جاي خود را به حيوانات اين تقويم داد،  و هر سالي كه اختصاص به حيواني داشت خصوصيات آن حيوان نيزحاكم بر سرنوشت افراد شناخته شد.مثلاً سالي كه به نام موش بود،  خصوصيات موش را در طالع و سرنوشت نوزاد آن و روابط اجتماعي افراد،  در رفاه يا قحطي‌هاي آن سال حاكم و مؤثر مي‌دانستند،  و يا سالي كه به اسم سگ بود درنده خوئي آن حيوان بنابر اعتقاد عامه بر مقدرات مردمان آن سال حاكم مي‌شد. نمونه اي از اين گونه عقايد را در ابيات زير ملاحظه مي‌كنيم:
سال ايت  آمد و بدريد مردمان را چو سگ بروز سفيد
گندم و گوشت و استخوان همه را خورد و بر هيچ كس جوي نرسيد
قحطي نان چنان فراهم شد پشت مردم ز جوع جمله خميد
مهررا ازميان چنان برداشت
همه ياران ز همديگر ترسيد
شانزده سال و يكهزار و سه صد
هست تاريخ سال شديد
سال آينده را خدا داند كارمجرم به آه و ناله كشيد

كه شاعر گرفتاري اجتماع را ناشي از خصوصيات سال سگ مي‌داند. و يا انجام كاري را در سالي كه به نام حيواني خوش يمن بود پرازنعمت و بركت تلقي مي‌كرد. چنانكه احداث دري به باغ سعادت آباد را در سال تخاقوي در زمان شاه صفي،  ميرزا طالب خان وزير، نمونه اي از خير و بركت آن سال مي‌داند:
بسال تخاقوي از باغ شاه به امرشهنشاه والا گهر
دري شد گشوده به بيرون زباغ مقيم درش چاوشان ظفر
پي سال تاريخ اين فتح باب كه پيوسته بادا مصون ازخطر
چو كردم تفكربه من پيرعقل بگفتا (به جنت گشودند) در

غيراز نفوذ اين تقويم و خصوصيات آن در اشعار و اقوال و افكارخاص و عام،  در متون تاريخي قديم و معاصر نيز استعمال شده است:
اسكندربيگ تركمان در تاريخ عالم آراي عباسي از جلوس شاه عباس بزرگ وقايع سالهاي سلطنت او را با سال تركان همراه با تاريخ هجري قمري مي‌آورد.  محمد تقي لسان الملك سپهرمورخ مشهور دوره قاجار نيز وقايع تاريخي را با هجري قمري توأم با گاه شماري تركان مي‌نويسد: «... سال يك هزار و دويست و شصت و يك هجري مطابق سنه ئيلان ئيل تركي در ساعت پنجاه و شش دقيقه ازشب جمعه دوازدهم شهرربيع الاول چون برگذشت آفتاب دربيت الشرف شد و...»
بالاخره تقويم دوازده حيواني تركان از زمان تسلط مغول به ايران بنا به عللي كه يادآورشديم درايران رايج شد و خصوصيات مربوط به آن در فرهنگ عامه نمودارگرديد و مورخان ايراني نيز در ثبت تاريخ وقايع آن را بكار بردند، و عمل هر كس به نحوي خواه و ناخواه در رواج آن مؤثر افتاد و تا سال 1304 هجري شمسي در متون ادبي و تاريخي نقش آن مشهود است.ازسال 1304 كه تقويم ايران اصلاح مي‌شود، دراسامي‌ ماهها،  بروج دوازده گانه جاي خود را به ماههاي زرتشتي باستاني مي‌دهد، استعمال آن تقويم در متون ادبي و تاريخي منسوخ مي‌گردد.اما به علت داشتن ريشه عميق در فرهنگ عامه مردم هنوز سينه به سينه نقل مي‌شود. بيشتر در مواقع تحويل سال مورد توجه خاص و عام است تا بدانند كه اسم سال آينده چيست،  سال آتي به چه حيواني تعلق دارد،  تا با پيشگوئي‌هائي كه مي‌شود در اوضاع سياسي و اجتماعي آينده نظر كنند.

لینک
دسته ها : ايران

جشن باستـاني سـده، در شهر كـرمان نویسنده: rasoul1517 - بیست و سوم 1 1393

امسال هم زرتشتيان كرماني در جشن باستاني و باشكوه سده سوزان، آتش به جان سوز زمستان كوير زدند و با پاسداشت آئين كهن ايرانيان باستان راه بهار را هموار كرده و صد روز مانده به نوروز را به جشن نشستند. جشن سده امسال در شامگاه دوشنبه دهم بهمن با شكوه هميشگي و هر ساله خود، در باغچه بداغ آباد واقع در خيابان سده شهر كرمان برگزار شد. اين جشن پيش از آتش افروزي، با مراسمي ويژه در سالن سرپوشيده بداغ آباد همراه بود كه جمعيت زيادي از عموم مردم كرمان، دوشادوش زرتشتيان، نظاره گر آن بودند.
برگزاري جشنهاي مختلف در ميان ايرانيان از جايگاه خاصي برخوردار بوده؛ جشنهايي با يك ويژگي‌ مشترك و اينكه همگي در پيوند با پديده ‌هاي طبيعي، كيهاني و اقليمي بوده اند. از جمله، آيين سده سوزي بوده كه با سرور و شادي كه به همراه دارد، نمونه كامل يك جشن اصيل و تمام عيار ايراني است. اوستاخواني، نيايش در روز مهر، اجراي گروه سازهاي پوستي "اهورا"، نقاله خواني، شاهنامه خواني و در خاتمه آتش افروزي از برنامه هاي جشن سده سوزي است.
به گواه متون تاريخي، سده جشن پيدايش آتش است. درباره دليل برگزاري اين جشن توسط ايرانيان باستان؛ در برخي از روايات تاريخي آمده كه چون صد روز كه از زمستان بزرگ مي‌ گذشت ايرانيان جشن سده را برپا مي‌ كردند (در تقويم كهن ايرانيان مهرآيين، زمستان ۱۵۰ روزه و تابستان ۲۱۰ روزه بوده است. از ابتداي زمستان (اول آبان ماه) تا ۱۰ بهمن كه جشن سده‌ است، 100 روز و از ۱۰ بهمن تا نوروز و اول بهار ۵۰ روز و 50 شب بوده ‌است).
جشن سده از جمله جشنهاي كهن ايران بوده كه از دهها سال قبل از اسلام در ايران رواج داشته چراكه ايرانيان همواره به 4 ركن مقدس كه يكي از آنها آتش بوده احترام مي گذاشته اند. اين جشن اگرچه در شهرهاي ديگر ايران مثل يزد، شيراز و اصفهان نيز برگزار مي شود اما هيچكدام از اين مناطق از شكوه و عظمت جشنهاي كرمان برخوردار نيست.
مسئول هماهنگ كننده جشن روز سده انجمن زرتشتيان كرمان در گفتگو با خبرنگار مهر با بيان اينكه اين جشن 200 سال است كه به صورت مداوم و بدون وقفه در كرمان در حال برگزاري است، مي گويد: در گذشته اين آيين در جاده كوهپايه و در محلي به نام "باب كمال" برگزار مي شده اما 80 سال است كه جشن سده در محل فعلي آن در حال برگزاري است. وي با بيان اينكه عظمت جشن سده در كرمان در دنيا بي نظير است اظهار مي دارد: حتي در كشور هندوستان هم كه زرتشتيان زيادي دارد، اين جشن به شكوه سده سوزي كرمان برگزار نمي شود


لینک

دهه فجر مبارك باد نویسنده: rasoul1517 - دوازدهم 11 1390

لینک
دسته ها : ايران

تصاويري از مبارزات تاريخي امام(ره)و امت نویسنده: rasoul1517 - دوازدهم 11 1390

تصاويري كه ملاحظه ميفرماييد گلچيني است از حضور مردم در صحنه و مبارزات تاريخي مردم و امام خميني(ره) اميد است مورد پسند شما دوستان قرار بگيرد.

pic (1)     pic

pic (11)  pic (10)

pic (13)  pic (12) 

pic (15)  pic (14)

pic (16)  pic (17)

pic (2)  pic (20)

pic (21)  pic (22)

pic (19)  pic (18)

pic (23)  pic (24)

pic (26)  pic (25)

pic (27)  pic (28)

pic (87)  pic (86)

pic (85)  pic (83)

pic (84)  pic (81)

pic (82)  pic (80)

pic (8) pic (78)

pic (79) pic (76)

pic (77) pic (75)

pic (74)  pic (72)

pic (73) pic (70)

pic (71) pic (69)

pic (7) pic (67)

pic (68) pic (65)

pic (66) pic (64)

pic (63) pic (62) 

pic (61) pic (6)

pic (60) pic (59)

pic (58) pic (56) 

pic (57) pic (54)

pic (55) pic (52)

pic (53) pic (50)

pic (51) pic (49)

pic (5) pic (29)

pic (3) pic (31)

pic (30) pic (32)

pic (33) pic (35)

pic (34) pic (36)

pic (37) pic (38)

pic (39) pic (4)

pic (40) pic (41)

pic (42) pic (43)

pic (44) pic (45)

pic (46) pic (47)

pic (48) 

برداشت از پايگاه اينترنتي نصر۱۹

لینک
دسته ها : ايران - تصاوير

مطالب قدیمی تر »
موضوعات وبلاگ
خراسان رضوي (113) خراسان شمالي (99) تصاوير (51) استان اصفهان (43) روستاي طبر (33) آداب و رسوم محلي (29) استان زنجان (29) استان تهران (25) كرمانج (24) تركمن (24) استان كرمان (23) استان مازندران (23) شوقان (21) آثار تاريخي (20) استان سمنان (20) استان همدان (18) استان خوزستان (17) قلعه ها (17) مساجد (15) آثار تاریخی (15) استان سیستان و بلوچستان (14) صنايع دستي (14) تصاویر (13) استان ایلام (12) صنایع دستی (12) مقبره ها (11) مشاهیر (11) استان گيلان (11) امام زاده ها (9) خانه ها (8) بندر انزلي (8) ايران (8) استان یزد (8) مراسم (7) منطقه آزاد (7) منطقه آزاد انزلي (7) جاذبه‌هاي طبيعي (6) گويش ها (6) آثار باستانی (5) آداب و رسوم محلی (5) عشاير (5) بازار (5) روستای گردشگری (5) آب انبار (5) سوغات (5) پارك (5) غذا ها (5) كاروانسرا (4) غار (4) حمام (4) اقوام (4) آبشارها (4) موزه (3) خراسان رضوی (3) مشاهير (3) موسيقي (3) استان چهارمحال و بختياري (3) جاذبه‌های طبیعی (3) آثار باستاني (2) روستاي گردشگري (2) بازي هاي محلي (2) استان سيستان و بلوچستان (2) تپه (2) کاروانسرا (2) استان ايلام (2) تالاب ها (2) دشت ها (2) چشمه ها (2) بازی های محلی (2) گویش ها (2) پارک (2) استان يزد (1) دریاچه ها (1) کوهها (1) جغرافي (1) خراسان شمالی (1) دین (1) دروازه (1) دریاچه (1) مناطق حفاظت شده (1) جغرافی (1) تعاریف (1) موسیقی (1) تصاوير+شيراز (1) آداب و رسوم محلي+يلدا (1) جشن باستـاني سـده (1) كوچ (1) كرمانشاه (1) عشایر (0) قله ها (0) بدون موضوع (507)
دوستان من
دوستان من
X